اخبار حوادث | اخبار حوادث روزانه | اخبار حوادث مهم

کلت کمری قاتل است یا جوان کرجی | عاقبت تعصب بی جا این است

کدخبر : 31357

یک پسر جوان کرجی چندی پیس در یک حادثه دوست خود را با کلت کمری کشت.

اخبار حوادث: دختر جوان در تحقیقات گفت: در حال عبور از خیابان بودم که یکی از همسایه‌هایمان را دیدم که مقابل در خانه‌شان ایستاده بود. خیابان خلوت بود و فرزاد - مرد همسایه - به محض اینکه می‌‌خواستم از مقابل خانه‌شان رد شوم ناگهان به من حمله کرد و مرا به داخل خانه هل داد.

او بلافاصله در خانه را بست و به زور من را به زیرزمین خانه‌شان برد و مورد  آزار و اذیت قرار داد، بعد هم تهدید کرد که اگر از این موضوع به کسی حرفی بزنم، صورتم را با چاقو زخمی و خط خطی کرده و تصاویری که از من گرفته بود را منتشر می‌‌کند. با شکایت دختر جوان، تحقیقات از سوی کارآگاهان پلیس آغاز و در بررسی‌های اولیه مشخص شد فرزاد بعد از درگیری با یکی از هم‌محله‌ای‌هایشان، متواری شده است.

اخبار حوادث: مشخصات پسر جوان به تمامی واحدهای گشت پلیس اعلام شد و دو هفته بعد از شکایت دختر جوان، مأموران پلیس حین گشت در محل، فرزاد را در خیابان شناسایی کردند و دستور ایست دادند، اما او بی‌توجه به این دستور پا به فرار گذاشت و به ناچار مأموران گشت پلیس با رعایت قوانین به‌کارگیری سلاح شروع به شلیک کردند.

چندی قبل ماجرای  قتل  پسر جوانی با  شلیک  گلوله در کرج به پلیس مخابره شد و خیلی زود تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی کرج برای دستگیری عامل این جنایت وارد عمل شدند.

کارآگاهان با تحقیقات میدانی پی بردند که مقتول و عامل جنایت از 20 روز قبل در یک باغ با هم اختلاف پیدا کرده و درگیر شده اند و قاتل روز جنایت با حضور در خانه پسر عموی مقتول دست به این  قتل  زده است و پسر جوان پسر انتقال به بیمارستان به کام مرگ فرو رفته است.

همین سرنخ ها کافی بود تا متهم خیلی زود در عملیات پلیسی دستگیر و به قتل جوان 25 ساله با انگیزه  اختلاف  قبلی اعتراف کند.

در ادامه این گزارش جزئیات این ماجرا را با متهم بخوانید.

به خاطر تعصب روی رفاقت قاتل شدم

به چه اتهامی دستگیر شدی؟

قتل رفیقم.

چه شد که کار رفاقت شما به اینجا کشید؟

مدتی قبل به همراه مقتول و چند نفر از دوستانم در یک باغ مشغول خوش گذرانی بودیم.

آن روز دوستانم مشروب خورده بودند و در حال خود نبودند که با مقتول درگیر شدند.

از همان روز کینه و اختلاف بین دوستان من و مقتول رخ داد، من هم به خاطر تعصب روی رفیقانم با مقتول کل کل داشتم.

از روز حادثه بگو.

آن روز به خانه پسرعموی مقتول رفته بودیم، مقتول و برادرانش هم بودند.

دوباره جر و بحثمان شد اما من قصد قتل نداشتم، اسلحه همراه داشتم که از جیبم بیرون آوردم، نمی خواستم شلیک کنم اما یکدفعه ضامن کشیده شد و به مقتول یک گلوله شلیک شد.

الان چه احساسی داری از اینکه انسان مرحوم شد؟

عذاب وجدان دارم، خیلی ناراحتم از اینکه یک ماه مانده بود به عروسی ام اما مهر قاتل روی پیشانی ام خورد.

سابقه داری؟

بله سابقه شرارت و درگیری.

آخر این قلدربازی و درگیری ها چیست؟

همین که می بینید، اسارت و گرفتاری.

حرفی با خانواده مقتول داری؟

به آنها تسلیت می گویم.من واقعا قصد نداشتم جوان 25 ساله آنها را به قتل برسانم.

آیا این خبر مفید بود؟
‍‍‍
ارسال نظر: