نفیسه روشن | همسر دوم نفیسه روشن | ثروت نفیسه روشن

ازدواج نفیسه روشن با آقای وزیر / نفیسه روشن روی چه کسی را می خواهد کم کند ؟

کدخبر : 24126

همسر دوم نفیسه روشن کیست / استایل جدید نفیسه روشن

 نفیسه روشن بازیگر باتجربه و جنجالی سینما و تلوزیون است . نفیسه روشن سابقه بازی در سریال های اغما و داداشی را دارد او در سریال طنز کاری از مسعود ده نمکی نیز حضور داشته است . در ادامه پاسخ عجیب نفیسه روشن به یک سوال طرفدارش جنجالی شده است را در ادامه می بینید . عکس های نفیسه روشن نیز در اینستاگرام حسابی جنجال به پا کرده است . 

نفیسه روشن

نفیسه روشن، بازیگر پرحاشیه این روزهای در فضای مجازی است نفیسه روشن فارغ التحصیل رشته حقوق است  نفیسه روشن بازیگر تلوزیون، تئاتر و سینما است نفیشه روشن در عرصه کارگردانی فعالیت  داشته است نفیسه روشن علاقه زیادی به رشته سوار کاری است

 جنجال طلاق نفیسه روشن هنوز تمام نشده بود که فحاشی او به کاربران در اینستاگرام حاشیه هایی به راه اندخت. نفیسه روشن با خبر ازدواج دومش در کربلا بار دیگر حرف و حدیث هایی را دز فضای مجازی ایجاد کرد. نفیسه روشن در جواب یکی از کاربران فضای مجازی اعلام کرده بود که همسر جدیدش وزیر است که البته کسی این ادعا را باور ندارد !

بیوگرافی نفیسه روشن

نفیسه روشن در سیزدهم اردیبهشت سال 1361در محله باغ صبا تهران به دنیا آمد. او لیسانس حقوق اسلامی دارد. او فرزند اول خانواده است و دو برادر کوچکتر از خود دارد.نفیسه روشن از همان بچگی به بازیگری علاقمند بود و آرزویش این بود که روزی بتوانن بازیگر شود، و زمانی که خواست وارد دنیای بازیگری شود نه تنها مخالفتی با او نکردند بلکه او را بسیار تشویق کردند.پدرش مهندس پرواز در نیروی هوایی ارتش و مادرش خانه دار می باشد و تنها برادرش نیز هم اکنون مهندس پرواز است. 

نفیسه روشن

به اتومبیلرانی علاقه زیادی دارد و در وقت های بیکاریم سری به پیست رالی می زند. برای من چیزی که در ازدواج مهم است صبوری، صبر و گذشت دو طرف است.

سوابق هنری نفیسه روشن

شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان بازی در سریال ” روزهای بیادماندنی ” به کارگردانی همایون شهنواز در تابستان 1382 دانست .اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علت اصلی کم کاری وی در این سالها بود ، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود ، دامنه فعالیتش را گسترش داد. در پائیز سال 1382 در سریال “بچه های خیابان ” به کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از بیادماندنی ترین کارهایش می داند .پس از آن در پائیز 1383 ، پیشنهاد کیانوش عیاری برای حضور در سریال ” روزگار غریب ” را پذیرفت و به گروه عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید.

نفیسه روشن از آن گروه بازیگرانی محسوب می شود که کم کم پله های ترقی را طی کرد و کارش را در عرصه بازیگری با تئاترهای دانش آموزی آغاز کرد و به واسطه یکی از اقوام مادری اش برای بازی در سریال «روزهای یادماندنی» دعوت به کار شد او هر چند که قبل از سریال اغما در سریال های مختلف حضور داشت اما به واسطه آن سریال و نقش پری چهره شد.

نفیسه روشن

تحصیلات و درس نفیسه روشن

در بیوگرافی نفیسه روشن آمده است : نفیسه روشن فارغ‌التحصیل رشته فقه و حقوق اسلامی در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی اسـت. نفیسه روشن در پاسخ بدلیل ادامه ندادن رشته تحصیلی و کار نکردن در آن زمینه می گوید: از همان کودکی علاقه بـه عرصه هنر داشتم اما پدرم همیشه میگفت کـه بهتر اسـت مثل پزشک اصفهانی باشی. او یک پزشک و خواننده خوب اسـت.

می‌توانی یک وکیل خوب باشی و بازیگری را ادامه دهی ودر آن هم خوب باشی کـه اگر در بازیگری بـه مشکلی برخوردی، یک تحصیلات آکادمیک از یک شغل دیگر را داشته باشی کـه بتوانی یک کار دیگر را هم انجام دهی. اما هیچوقت پیش نیامد کـه دو شغله بودن را حفظ کنم. حقوق، رشته ای اسـت کـه برای وکیل شدن یا قاضی بودن باید جذبه ای را داشته باشید.

اعتماد بـه نفس و روحیه محکمی کـه با چهار قطره اشک و آه و ناله دلت برای انها نسوزد. خوب قضاوت کنید و حق رابه کسی بدهید کـه واقعا سزاوارش هست. مـن این روحیه را نداشتم. در همان دوره کارورزی، دلم بحال مجرمی کـه گریه می‌کرد می سوخت! همان موقع بـه مـن گفتند کـه بـه درد این شغل نمیخورم. هنر لطافتی دارد کـه با روحیه مـن سازگار اسـت.

مـن بـه عشق، دوستی، مهربانی و معرفت اعتقاد دارم. خیلی وقت ها بـه طراحی، دکور یا حتی نقاشی فکر کردم اما بـه بازیگری کـه مهندس یا پزشک باشد، فکر نکردم. انها شغل هـای سختی اسـت کـه بـه خوبی میتواند درگیرت کند. اگر بخواهی متخصص خوبی باشی، بـه نظرم خیلی درگیر می‌شوید اما اگر صرفا گرفتن یک مدرک شرط باشد، هر مدرکی میتواند گوشه خانه بماند و خاک بخورد.

در بیوگرافی نفیسه روشن شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان بازی در سریال ” روزهای بیادماندنی ” به کارگردانی همایون شهنواز در تابستان 1382 دانست . اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علت اصلی کم کاری وی در این سالها بود ، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود ، دامنه فعالیتش را گسترش داد.

نفیسه روشن

در پائیز سال 1382 در سریال “بچه های خیابان ” به کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از بیادماندنی ترین کارهایش می داند .

نفیسه روشن بار دیگر در تلویزیون حضور یافته و سال 1383 در 22 سالگی در سریال تب سرد به کارگردانی علیرضا افخمی بازی کرده است. گرچه موفقیت این اثر نسبت به آثار شاخص بعدیش مانند سریال روزگار قریب، بیشتر نبود اما تجربه خوبی برای نفیسه روشن محسوب می‌شود و همکاری با هنرمندانی همچون محسن زهتاب، شهرزاد عبدالمجید، مهدی سلوکی و سید شهاب حسینی را تجربه کرد.

پس از آن در پائیز 1383 ، پیشنهاد کیانوش عیاری برای حضور در سریال ” روزگار غریب ” را پذیرفت و به گروه عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید. وی همکاری با عیاری را یکی از ایده آل های خود می داند. بازی خوب و تجربه و آموخته هایش سبب شد تا پیشنهادات مختلفی از کارگردانان بنام تلویزیون و سینما دریافت کند.

نفیسه روشن از آن گروه بازیگرانی محسوب می شود که کم کم پله های ترقی را طی کرد و کارش را در عرصه بازیگری با تئاترهای دانش آموزی آغاز کرد و به واسطه یکی از اقوام مادری اش برای بازی در سریال «روزهای یادماندنی» دعوت به کار شد او هر چند که قبل از سریال اغما در سریال های مختلف حضور داشت اما به واسطه آن سریال و نقش پری چهره شد.نفیسه روشن با بازی در فیلم لازانیا بسیار معروف شد او در این فیلم با بازیگر معروف ارژنگ امیر فضلی ازدواج می کند.

درخشش نفیسه روشن در بازی منحصر بفرد و تاثیرگذار در نقش “پری” تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت و سبب تقدیر و تمجید از وی در مجامع مختلف هنری و دانشگاهی گردید. پس از اغماء پیشنهادات متعددی به وی گردید.نفیسه روشن در سال 1397 در 36 سالگی در سریال بچه مهندس نیز بازی کرده است. نفیسه روشن این‌بار با علی غفاری و محمدجواد کاسه‌ساز یعنی کارگردان سریال بچه مهندس و هنرمندانی چون بهناز جعفری، ساناز سعیدی، برزو ارجمند و عباس جمشیدی‌فر همکاری داشت.

نفیسه روشن

بخشی از مصاحبه نفیسه روشن

ساعتی با نفیسه روشن نشستیم و از زندگی با یک خلبان، سفر و کار و زندگی و ... پرسیدیم؛ گفتگویی که همه چیز در آن وجود دارد.

 

زندگی با یک خلبان چطور است؟

- زندگی با یک خلبان خیلی سخت است. یکی از مثال هایش برنامه ریزی برای سفر است. یک هفته می می شود که برنامه سفرمان را می ریزیم، چمدان هم می بندیم و در فاصله یک تماس تلفنی همه چیز بر هم می ریزد. مخصوصا در فصل های پر سفر که هیچ خبری از مرخصی نیست.

 

فصل هایی مانند تابستان یا عید نوروز. گاهی اوقات من، هم مرد خانه ام و هم زن خانه. یکسری مسئولیت ها بر دوش خود من است. اوایل ازدواج پول آب و برق خانه را نمی دادم و منتظر می نشستم که خودش بیاید بدهد اما بعد از یک مدت متوجه شدم که پرداخت نکردن قبض ها می تواند منجر به قطع شدن آب و برق شود. (خنده) خیلی سخت است. نفیسه روشن دارای مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی است

 

یکی از پررنگ ترین سختی هایش کجاست؟

- یکی از پررنگ ترین سختی هایش نبودنش در لحظه هایی است که من انتظار دارم کنار من باشد.خیلی از مراسم و زمان هایی که من دوست دارم کنارم باشد، نیست. از سوی دیگر اگر از بهنام بپرسند زندگی با یک بازیگر چطور است، جواب می دهد خیلی سخت! خیلی وقت ها او هست و من نیستم و ماجرای یکی بود، یکی نبود داستان زندگی من و بهنام است.

نفیسه روشن

چطور این مشکلات را مدیریت می کنید؟

- خدا را شکر هر دوی ما عاشق کار هم هستیم. همانقدر که او اطلاعات سینمایی به من می دهد و خبرهای پیش تولیدهای سینما و تلویزیون را به من می دهد و گاهی اوقات من را تعجب زده می کند! با این اطلاعات دادن در مورد کار من، می خواهد بگوید که به فکرم هست و دوست دارد که من در کارم پیشرفت کنم. یادم هست که سر سریال «دربند» بودم.

سریالی که از شبکه سه سیما روی آنتن رفت. برای این سریال، 60 روز پشت سر هم شمال بودم. سخت است که 60 روز همسرت را نبینی. اما خب کنار آمد. جالب تر اینجا بود که من 12 ظهر به تهران رسیدم و او 6 صبح برای 15 روز ماموریت کاری رفت. روی هم رفته 75 روز همدیگر را ندیدیم.

نفیسه روشن

به خاطر علاقه ای که به هم داریم به شغل همدیگر احترام می گذاریم. از سوی دیگر من می دانم که همسرم اسکادران هواپیمایی است که چند صد نفر مسافر دارد و باید محیط آرامی برای او فراهم شود و آرام باشد. خاطرش از زمین و زمینی ها گرم باشد که بتواند با آرامش سر کارش باشد. به همین خاطر ما سعی می کنیم که با آرامش زندگی کنیم و این آرامش را به یکدیگر منتقل کنیم.

 

زمان هایی که عصبانی می شوید چه کار می کنید؟

- زمانی که خیلی عصبانی می شوم، سعی می کنم کتاب بخوانم یا فیلم ببینم. کارهایی که حواسم را پرت کند. البته بیشتر از اینها خواب برایم لذتبخش است. من همیشه وقت هایی که عصبانی می شوم، می خوابم و وقتی از خواب بلند می شوم، همه چیز از اول آغاز می شود. چشمم را دوباره باز می کنم و با خودم می گویم که من می توانم لحظه و روزم را یک جور دیگر شروع کنم.

 

آیا واقعا به خاطر شغل همسرتان دائم در سفر هستید؟

- خیلی ها فکر می کنند اگر یک آشنایی را در یک راه و ترابری داشته باشند، می توانند دائم در سفر باشند. اصلا اینطور نیست. اول اینکه اگر همسر من دائم در سفر است، سفرهای کاری است و تفریحی نیست که من بتوانم کنارش باشم و زمانی را با هم بگذرانیم و برویم گردش. دائم فکرش حفظ جان کسانی است که به عنوان مسافر در هواپیما حضور دارند و یک دنیا چشم انتظار دارند. به هر حال مدیریت یک هواپیما و سالم رساندن آن به مقصد خیلی مسئولیت سنگینی است.

 

می دانید وقتی روی زمین باشید و وسیله نقلیه تان خراب شود، یک ترمز می زنید و کنار می ایستید و منتظر کمک می مانید اما اگر خدای ناکرده اتفاق بدی در ارتفاع 25 تا 30 هزار پایی بیفتد، پای هیچ کس روی زمین نیست. من این درک را نسبت به شغلش دارم. خیلی کم فرصت این دست داده که ما با هم به مسافرت برویم.

 

اتفاق افتاده که من می خواستم به مشهد بروم و خلبان همان هواپیما همسرم بوده، در همان زمان یک ساعته که در دست داشتیم، همدیگر را دیدیم اما خیلی کم پیش آمده که با هم به مسافرت برویم. فکر می کنم که شاید دو یا سه بار شده که جدا از کارمان، با مرخصی به مسافرت برویم.

 

کدام یک از سفرهای دو نفره تان برایتان به یادماندنی تر است؟

- اولین سفری که با هم رفتیم و خیلی برای من جذاب بود زمانی بود که ما نامزد بودیم و من برای شرکت در جشنواره نوروزی کیش دعوت شده بودم. من و مادرم قرار بود برویم. بلیط را برای ما صادر کرده بودند و قرار شدکه بلیط ها را از خود فرودگاه تحویل بگیریم. از آنجایی که من خیلی دختر مغروری هستم و هر اتفاقی را با جزییات تعریف نمی کنم، خیلی کلی به بهنام زنگ زدم و گفتم قرار است برویم کیش.

نفیسه روشن

او هم گفت سفرتان به سلامت، من هم فردا پرواز دارم اما برنامه ام را از شرکت نگرفتم. به فرودگاه رفتم و با دوستانم تماس گرفتم که بپرسم از کجا باید بلیط را تحویل بگیرم. رفتم بلیط را گرفتم و با بهنام تماس گرفتم که اگر فرصتی هست او را در فرودگاه ببینم. از من اسم ایرلاین و ساعت پرواز را پرسید و وقتی جواب دادم، گفت که این پرواز من است. برای من خیلی حس خوبی داشت اما او کمی دستپاچه شده بود. فکر می کردم که شوخی می کند اماوقتی با اتوبوس به هواپیما رسیدیم، متوجه شدم که نه؛ واقعا او بالا ایستاده است و خیلی ذوق زده شدم.

 

همان اول آمد و سلام کرد و سعی کرد مادرم را آرام کند چرا که مادر من از پرواز می ترسد اما خب تمام مدت پرواز فقط از پنجره بیرون را تماشا می کرد. نمی دانم آن موقع فقط از پرواز می ترسید یا اینکه می دانست دامادش پشت هواپیما نشسته است. (خنده) خاطره خیلی شیرینی بود و برای من ثبت شد. دفعات بعدی کمی تکراری شده بود اما دفعه اول اتفاق جالبی بود.

 

زمانی که خبر سقوط هواپیما را می شنوید نگران می شوید؟

- از شنیدن هر خبر سقوط هواپیمایی که می شنوم، خیلی نگران می شوم. یادم هست زمانی که خبر سقوط هواپیما را شنیدم سر صحنه سریال «کپی برابر اصل» بودم. زمانی که این اتفاق افتاد، به من خبر رسید و من می دانستم که همسرم همان موقع صبح پرواز داشت! یکی از دوستان صمیمی ام به من زنگ زد و پرسید که می دانی هواپیما سقوط کرده؟ آن موقع هیچ کار دیگری به جز گریه کردن نمی توانستم انجام دهم. مرخصی گرفتم و دیگر نمی توانستم کار کنم، موبایل بهنام هم خاموش بود و اطلاعات پرواز هم جواب درستی نمی داد. حالم خیلی بعد بود.

 

 وقتی بعد از نیم ساعت شماره اش را روی گوشی دیدم، فقط گفتم خدا را شکر. بعد با هم صحبت کردیم و گفت که ما در حال استارت زدن بودیم که آن هواپیما جلوی ما به زمین خورد و ما مجبور دیم صبر کنیم و اتفاقات دیگر. خیلی ناراحت شدم که آن همه عزیز از بین رفت. همکاران زیادی را از دست داد و کاپیتان آن هواپیما استاد بهنام بد و اما خب از سوی دیگر خدا را شکر کردم که این اتفاق برای بهنام نیفتاد.

 

فکر کنم همه ما این میزان از خودخواهی را داریم که دوست نداشته باشیم اتفاق بدی برای عزیزمان بیفتد. من این را بعد از مرگ هنرمندعزیزمان مرتضی پاشایی دیدم. آن مراسم باشکوهی که برای او برگزار شد. ناراحتی می تواند فقط برای از دست دادن عزیزت نباشد. وقتی کسی که محبوب دل تان است از دنیا برود، ناراحت می شوی. / منبع : رکنا

 

آیا این خبر مفید بود؟
‍‍‍
ارسال نظر:

‍‍‍
این خبر را از دست ندهید
روی خط رسانه