اقتصاد ایران

اصلی ترین بحران ها در اقتصاد ایران

کدخبر : 30905

ایران یک کشور بسیار ثروتمند است که بعلت سیاستگذاری های کاملا غلط با شیب تند در حال فقیر شدن است. کشوری که ۹ درصد منابع دنیا را در اختیار دارد و ۱ درصد جمعیت جهان.

ایران یک کشور بسیار ثروتمند است که بعلت سیاستگذاری های کاملا غلط با شیب تند در حال فقیر شدن است. کشوری که ۹ درصد منابع دنیا را در اختیار دارد و ۱ درصد جمعیت جهان.

با وجود این حجم عظیم از ذخایر، تقریبا تمام شاخص های کلان اقتصادی در حال بدتر شدن هستند از تورم و رکود گرفته، تا ضریب جینی و رفاه عمومی. چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است که موجب گسترش فقر شده است؟

اولین مقصر وضعیت موجود بدون شک قانون است. هر کس در این کشور صاحب قدرت شد، قانون خودش را تصویب کرد. و قانون قدرت، جایگزین قدرت قانون شد. عدالت زدایی از قانون باعث فساد قانونی گسترده شده است. دومین مقصر بزرگ، بحران ارزش افزوده است. من چالشی بزرگتر از ارزش افزوده در ایران سراغ ندارم.

اکثر قریب به اتفاق سرمایه گذاری ایرانیان در بخش های است که ارزش افزوده آنها صفر است. مردم از ترس کاهش ارزش پول ملی به سمت بازارهایی رفته اند که ارزش دارایی های آنها به ظاهر حفظ می شود ، اما در حقیقت بخش های مولد با بحران مواجه می شود.

سودهای سمی انگیزه های سرمایه گذاری را از بین می برد و ما خرسندیم که داریم سود می کنیم. غافل از اینکه کل اقتصاد کشور از این سودها آسیب می بیند. نرخ بهره غیر متعارف، مانع رشد بخش مولد اقتصاد است و یک تحریم سرمایه گذاری داخلی قدرتمند است.

امکان ندارد با سرمایه گذاری در بازارهایی که ارزش افزوده صفر دارند، اقتصاد پیشرفت داشته باشد و اگر نرخ رشد صفر حادث شود اتفاق خوبی افتاده است. چرا که این نوع سرمایه گذاری باعث منفی شدن شاخص های اقتصادی میشود. میلیونها میلیارد تومان سرمایه ایرانیان در طرح های نیمه تمام، سپرده های بانکی، ارز، طلا و خانه های کلنگی حتی یک شغل هم ایجاد نخواهد کرد.

بعد مهم دیگر فرهنگی است. فرهنگ شخص نگری و نداشتن روحیه همبستگی و تضعیف بنیان های فرهنگی مرتبط با تولید، یک مشکل اساسی محسوب میشود و با این فرهنگ امکان رشد وجود ندارد. هم افزایی به سمت صفر در حرکت است. ارزشها و ضد ارزشها جابجا شده اند و هر روز شرایط کار و زندگی بدتر میشود. روابط کار بشدت آسیب دیده و به وضوح کارفرمایان حقوق کارگران را نادیده می گیرند. در عوض بهره وری نیروی کار در پایین ترین سطح قرار گرفته است.

بخش های مالی و مالیاتی در بحران کامل بسر می برند و مالیات‌ ها بیشترین ضربه را به تولید می زند. درحالی که باید بیشترین حمایت و معافیت را برای تولید داشته باشد. نظام مالیاتی ما بیشترین معافیت را به پول معطوف کرده است. در حقیقت نظام مالیاتی ما تولید را تنبیه می کند و پولداری را تشویق می کند. این از اساس غلط است و باید برعکس شود

نظام مالی هم بیشتر آشوب را در بخش های مختلف اقتصادی بوجود آورده است. از عدم پذیرش ریسک تا سودهای ویرانگر تسهیلات که دیگر تسهیل کننده نیستند و رسماً ضد تولیدی هستند. بنگاه داری، افزایش لجام گسیخته نقدینگی، و فساد گسترده در نظام مالی کشور بیداد می کند و اقتصاد کشور را با بحران مواجه کرده است.

منبع: فارس
آیا این خبر مفید بود؟
‍‍‍
ارسال نظر: