پوریا پورسرخ | ازدواج پوریا پورسرخ | همسر پوریا پورسرخ

کتک خوردن مهراوه شریفی نیا از شوهرش در حد مرگ | پوریا پورسرخ همسرش را نابود کرد

کدخبر : 34484

سکانس جالب و دیده نشده از پوریا پورسرخ و مهراوه شریفی نیا خبر ساز شد .

پوریا پورسرخ بازیگر باتجربه سینما و تلوزیون است که با بازی در سینمایی روز سوم چهره شد او در دوران جوانی به شدت محبوب شد . پوریا پورسرخ در سریال های مناسبتی زیادی نیز ایفای نقش کرده است . او در طول دوران کاریش با کارگردانان مطرحی نیز بازی کرده است . پوریا پورسرخ در سریال کیمیا نیز همبازی علی شادمان و مهراوه شریفی نیا بود . در ادامه ویدیوی دیده نشده از سکانسی از این سریال را مشاهده می کنید .  مهراوه شریفی نیا بازیگر سریال های تلویزیون ایران است. مهراوه شریفی نیا اخیرا کم کار شده است. مهراوه شریفی نیا در یک خانواده هنرمند متولد شده است. مهراوه شریفی نیا به تازگی در کنسرت امید حاجیلی نوازندگی کرده است. در ادامه دعوای مهراوه شریفی نیا و پوریا پورسرخ را در یک سکانس ببینید. 

بیوگرافی مهراوه شریفی نیا

مهراوه شریفی نیا در 29 فروردین ماه 1360 در تهران متولد شد. او دیپلم ریاضی-فیزیک دارد و مشغول تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه هنر تهران می باشد و ساز تخصصی او پیانو است. شریفی نیا یک ترم در رشته کارگردانی سینما درس خواند اما از ادامه تحصیل در این رشته انصراف داد. او در پروژه «شاخه گلی برای دبورا» دستیار کارگردان ضیاءالدین دری بود.

او فرزند محمدرضا شریفی نیا و آزیتا حاجیان است و خواهر بزرگتر ملیکا شریفی نیا (بازیگر و نقاش) است. مهراوه یک پرسپولیسی دو آتیشه است، بانوی پرسپولیسی که در جنگ زرگری و کر ی خانی با استقلالی ها همیشه پیشتاز بوده و هر استقلالی جرات کل کل با او را ندارد. مهراوه در فضای مجازی هم از فعالان جنبش سایبری سرخ علیه آبی هاست.

 

خواهر مهراوه شریفی نیا

ملیکا شریفی نیا متولد 21 آبان 1365 در تهران و بازیگراست.و علاوه بر بازیگری، هنرآموختهٔ رشتهٔ گرافیک بوده و در زمینه های گرافیک، عکاسی، تصویرسازی کتاب و ساخت آثار حجمی بطور جدی فعالیت می کند. او بازی در سینما را از سال 1370 با فیلمی به نام «اوینار» به کارگردانی «شهرام اسدی» شروع کرد.مهراوه یک پرسپولیسی دو آتیشه است، بانوی پرسپولیسی که در جنگ زرگری و کر ی خانی با استقلالی ها همیشه پیشتاز بوده و هر استقلالی جرات کل کل با او را ندارد. مهراوه در فضای مجازی هم از فعالان جنبش سایبری سرخ علیه آبی هاست.

پوریا-پورسرخ

سوابق هنری مهراوه شریفی نیا

مهراوه شریفی نیا در فیلم "زیر پوست شهر" رخشان بنی اعتماد، نقش دوست باران کوثری را بازی کرد.... مهراوه شریفی نیا همان دختر عاصی که به خاطر آزار برادرش از خانه فرار کرد و... شاید این اولین حضور جدی مهراوه به عنوان بازیگر حرفه ای به شمار رود... بعد از این فیلم مهراوه شریفی نیا در دو فیلم سینمایی دیگر به نام های دختری به نام تندر و به من نگاه کن (1381-شهرام اسدی) بازی کرد... اما بدون شک اوج بازی مهراوه شریفی نیا در سریال زیبای ساعت شنی است. بازی کاملا احساسی و به دور از کلیشه هایی که در بیش تر مواقع در سریال ها و فیلم های سینمایی شاهد آن هستیم...

مهراوه شریفی نیا به جز کارهای سینمایی در سریال ها و مجموعه های بسیار زیبایی هم بازی کرده است.مهراوه شریفی نیا از سن 8 سالگی یعنی از سال 1368 بازی را شروع کرد. فیلم زیبای دزد عروسک ها به کارگردانی محمدرضا هنرمند (کارگردان زیر تیغ) شروع فعالیت های هنری مهراوه شریفی نیا بود... مهراوه فرزند اول خانواده شریفی نیاست و خواهر کوچک تر مهراوه، ملیکا می باشد. ملیکا شریفی نیا هم بازی خود را از سنین کودکی آغاز کرده است. ملیکا 5 سال از مهراوه کوچک تر است ولی ازدواج کرده است درحالی که مهراوه شریفی نیا هنوز مجرد است.مهراوه شریفی نیا در رشته موسیقی تحصیل کرده است. مهراوه بعد از فیلم دزد عروسک ها در فیلم "دایان باخ" فرهاد پوراعظم در سال 1371 به ایفای نقش پرداخت و تا 7 سال در هیچ فیلمی حضور پیدا نکرد..

پوریا+پورسرخ

دنیای بازیگری مهراوه شریفی نیا

مهراوه شریفی نیا در 8 سالگی و با بازی در فیلم سینمایی دزد عروسک ها و درکنار مادرش آزیتا حاجیان وارد عرصه بازیگری شد. دزد عروسک ها فیلمی به کارگردانی محمدرضا هنرمند و بازیگری اکبر عبدی، آزیتا حاجیان و مهراوه شریفی نیا ساخته سال 1368 است.

پوریا+پورسرخ (1)

 

1371 - قافله این عمر- مجید بهشتی

1374–1370- امام علی - داوود میرباقری

1374 - شبحی در تاریکی- محسن شاه محمدی

1378 - قصه های رودخانه سیاکیا - کمال تبریزی

1386 - ساعت شنی- بهرام بهرامیان

1387 -  روز حسرت-  سیروس مقدم

1388 - آشپزباشی - محمدرضا هنرمند

1389 - قلب یخی (فصل اول) - محمدحسین لطیفی

1390 - قلب یخی (فصل دوم) - محمدحسین لطیفی

1391 - خداحافظ بچه - منوچهر هادی

1393 - لام تا میم - مرتضی فروزان

1394 - کیمیا - جواد افشار

1394 - معمای شاه - محمدرضا ورزی

download (3)

بیوگرافی پوریا پورسرخ و همسرش

پوریا پورسرخ متولد 4 تیر 1356 در تهران ، بازیگر و ورزشکار بدنساز است

فارغ التحصیل دکترای رشته فیزیولوژی گیاهی می باشد که سابقه خبرنگاری حرفه ای و کار در کشور امارات رو دارد و در رشته کیوکوشین کمربند مشکی دارد

او 182 سانتی متر قد دارد و در 42 سالگی ازدواج کرده و از هواپیما میترسد

download (2)

خانواده و تحصیلات

ساعت 4 صبح در تهران بعنوان فرزند اول خانواده بدنیا آمده است و دو خواهر بنام های «پگاه» و «پانته آ» و یک برادر به نام «رضا» دارد که هر سه لیسانس دارند

مادرش دبیر بازنشسته زبان انگلیسی و پدرش بازنشسته شرکت نفت می باشد

خودش مقطع لیسانس را در رشته اصلاح نباتات دانشگاه آزاد شیراز خواند و فوق لیسانس و دکترا را در تهران فیزیولوژی گیاهی خواند

 

 شغل قبل از بازیگری پوریا پورسرخ 

پوریا پورسرخ بعد از احذ مدرک لیسانس در رشته اصلاح نباتات از دانشگاه آزاد شیراز، تحصیلات خود را ادامه داد و موفق به اخذ فوق لیسانس و دکترا در رشته فیزیولوژی گیاهی شد.

او قبل از شروع فعالیت هنری در سینما به عنوان خبرنگار در نشریات هنری و اجتماعی از جمله دنیای جوانان مشغول به کار بود و در یک شرکت تبلیغاتی در دبی نیز به صورت همزمان فعالیت می کرد. او اکنون در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه مقاله برای مجله های علمی هم مشغول است.

 

فعالیت ورزشی پوریا پورسرخ

با نگاهی به استایل پوریا پورسرخ متوجه خواهید شد که این بازیگر به فعالیت های ورزشی به خصوص بدنسازی علاقه زیادی دارد. او به جز دنبال نمودن رشته بدنسازی در سال های اخیر از کودکی به فوتبال علاقه داشته و در رشته رزمی کیوکوشین دارای کمربند مشکی است. او هیچگاه نقش یک سیگاری را قبول نکرده و تابحال در هیچ فیلمی سیگار نکشیده است.

پوریا پورسرخ یکی از طرفداران تیم استقلال و تیم رئال مادرید است و پیراهن تیم رئال مادرید با امضای بازیکنانش را نیز دارد، جالب است بدانید او با اینکه استقلالی است اما دوست صمیمی علی کریمی می باشد.

 

فعالیت روزنامه نگاری

همزمان با تحصیلات دانشگاهی بعنوان خبرنگار در نشریات هنری و اجتماعی از جمله «دنیای جوانان» مشغول بکار بود و در یک شرکت تبلیغاتی در دبی نیز فعالیت میکرد

 

شروع بازیگری

اوایل دهه 80 در کلاس های بازیگری محمد حسین لطیفی شرکت کرد تا اینکه در سال 1382 به دعوت لطیفی قرار بود بعنوان دستیار او را همراهی کند

اما بعلت عدم حضور یکی از بازیگران بجای وی بازی کرد به این ترتیب اولین تجربه اش با «سریال فرار بزرگ» در سال 1383 بود

 

شهرت با وفا

بعد از تجربه اولین بازیگری سال 1385 در سریال «وفا» به کارگردانی محمد حسین لطیفی بعنوان بازیگر نقش اصلی درخشید و از آنجا مسیر هنری اش تغییر کرد 

 

ورود پوریا پورسرخ به دنیای بازیگری

پوریا پورسرخ در سال 1385 با بازی در سریال وفا به کارگردانی محمدحسین لطیفی به عنوان چهره ای جدید مطرح شد و پس از آن این مسیر را با ایفای نقش های متنوع و متعدد دیگری ادامه داد.

برای کسی که چندان در نوجوانی پیگیر جدی دنیای فیلم و سینما نبوده، این همه سال ماندن در سطح اول بازیگری سینما و تلویزیون ایران، امتیازی ویژه و بزرگ است. پوریا پورسرخ که دقیقا یک دهه پیش با ژوبین سریال وفا یک شبه ره صدساله رفت، دنیای تصویر و بازیگری هنوز هم برای او «عشق» نیست. او در آستانه ورود به چهارمین دهه زندگی، چیزهایی مهم تر برای فکر کردن دارد. تقریبا ژانری نیست که پوریا، هنر خود را در آن نیازموده و سربلند بیرون نیامده باشد؛ از «روز سوم» در گونه جنگ تا «عیار 14»، درام و «هر چی خدا بخواهد» کمدی.

 

پوریا پورسرخ بازیگر سریال وفا

پورسرخ به تازگی به جمع هنرمندان کافه دار پیوسته و این گفت و گو هم در فضای کافه او پای بلندترین برج پایتخت انجام شد؛ جایی که ناچار بود گاهی به ابراز احساس حاضران در کافه هم پاسخ بگوید.

 

ورود شما به دنیای بازیگری چطور اتفاق افتاد؟

خیلی سال پیش، کلاس کارگردانی آقای لطیفی می رفتم. آنجا آشنایی شکل گرفت و بعد هم با ایشان در تماس بودم. تا اینکه یک روز زنگ زدند که بیا سر کاری که اسمش «فرار بزرگ» بود. اول قرار بود دستیار آقای لطیفی باشم. به طور کاملا خودجوش بازیگر نقشی که من بعداد آن را بازی کردم، نمی دانم به چه دلیل نیامد و گروه بازیگری در کل شخم خورد. ناگهان قسمت شد و من بازی کردم. آقای لطیفی در ذهنش ماند و فکر می کنم یکی دو سال بعد، قصه «وفا» پیش آمد و بخت به من رو کرد.

 

از دوران جوانی و نوجوانی پیگیر جدی سینما بودید؟

اصلا و ابدا. گره خوردن زلفم با این مقوله سینما و هنر هفتم تقریبا از وقتی شد که من خیلی قضا و قدری کلاس های بازیگری آقای امین تارخ رفتم. قبل از آن خیلی برایم سینما چیزی نبود که پیگیر باشم و سرگرمی مورد علاقه ام باشد. به مرور این اتفاق افتاد. یادم هست در دورانی برای اینکه از مدرسه فرار کنیم، ترجیح می دادیم همه جا از جمله سینما و فوتبال برویم جز مدرسه. من فیلم های مهم و شاخص تاریخ سینما را در سینما می دیدم. «مادر» مرحوم علی حاتمی را با اینکه بچه بودم، رفتم در سینما دیدم. یا «آژانس شیشه ای» ابراهیم حاتمی کیا.

یادم هست بلیت فیلم «قرمز» فریدون جیرانی را داشتم و همزمان همان روز استقلال با پاس بازی داشت. بلیت ها را به دوستم دادم و رفتم بازی استقلال را دیدم. بعد تعریف «قرمز» را زیاد شنیدم و آن بازی هم از بخت بد من بدون گل تمام شد 

 

گفتگوی صمیمانه با پوریا پورسرخ

پوریا پور سرخ بازیگری است که این روزها با سریال کیمیا در تلویزیون حضور دارد و همین مسئله باعث شده که بیشتر در کانون توجهات قرار بگیرد. بااو گفتگوی صمیمانه ای انجام داده ایم که در آن از زندگی خصوصی و تجربیات کاری اش صحبت های جالبی کرده است.

 

گفتگوی صمیمانه با پوریا پورسرخ

پوریا پورسرخ نمونه کامل از یک انسان موفق است. در حالی که نزدیک به 10 سال از حضورش در عرصه بازیگری می گذرد و موفقیت های زیادی را در این عرصه تجربه کرده است، اما هرگز آدمی تک بعدی نبوده و در کنار بازیگری، تحصیلات خود را تا مدارج بالا ادامه داده و از طرف دیگر هرگز حواشی و شایعات مرسوم بازیگری را وارد زندگی شخصی و حریم خصوصی خود نکرده است.

قواعد رقابت سالم را به خوبی می داند و از تجربیاتش، پلی برای رسیدن به موفقیت ساخته است. او حتی از معدود بازیگرانی است که به شدت به سلامت روحی و جسمانی خود اهمیت می دهد و حالا بعد از 3سال دوری از مصاحبه های مطبوعاتی، درباره ابعاد تازه ای از زندگی و حرفه اش صحبت کرده است، از تجربیاتی که در این سال ها به دست آورده و آرامشی که این روزها در زندگی اش جاری است.

 

پوریا پورسرخ از زندگی شخصی و کاری اش می گوید

پخته تر شدم

نزدیک به 10سال از حضورم در عرصه بازیگری می گذرد و هرکسی در هر شرایطی وقتی 10 سال از عمرش سپری می شود، تغییرات زیادی می کند، بزرگ تر می شود، پخته تر می شود و... من هم طبیعتا در این سال ها تغییرات زیادی کرده ام. مثلا شاید نسبت به برخی مسائل که قبلا خیلی سریع ری اکشن نشان می دادم، دیگر الان واکنش خاصی نداشته باشم، شاید مسائلی بوده که در گذشته باعث آزارم می شده ولی حالا برایم تبدیل به سوژه خنده شده است.

خیلی خاطرات از آن دوران اولیه حضورم دارم که از ذهنم پاک نمی شود، ولی آزارم نمی دهد بلکه برایم به تجربیاتی ارزشمند تبدیل شده است. ناپلئون می گوید هیچ گاه به گذشته ام نگاه نمی کنم، مگر اینکه بخواهم از آن درس بگیرم. من هم سعی می کنم از تجربیاتی که از گذشته ام کسب کرده ام به عنوان توشه راهم استفاده کنم.

 

درس هایی از مطبوعات

زمانی که من با سریال «وفا» معرفی شدم، تنها چند چهره جوان بودند که در رسانه ها حضور داشتند و اتفاقی که برای «وفا» افتاد شاید پیش از آن فقط برای «مسافری از هند» و «خط قرمز» افتاده بود و فکر می کنم آن زمان نیاز بود که رسانه ها سراغ چهره های جدیدتر بروند.

من هم در آن زمان به عنوان یک آدم بی تجربه که وارد حرفه بازیگری شده بودم، پیش خودم فکر می کردم الان دوتا مصاحبه انجام می دهم و نهایتا چهارجا چاپ می شود ولی می دیدم که هر مصاحبه من بیست جا چاپ می شد و این خودش یکی از تجربیاتی بود که در آن دوران کسب کردم چون زمانی که مردم یک مصاحبه را می خوانند، راجع به شخصیت آن آدم قضاوت می کنند و بر اساس صحبت های آن فرد می گویند چقدر این آدم توخالی است یا برعکس چقدر آدم درستی است و بعضی از مصاحبه های ساختگی یا برداشت های اشتباه باعث می شود که قضاوت اشتباهی راجع به آن هنرمند انجام شود. البته این را هم بگویم که این مسائل جزئی از کار ماست، شما نمی توانید بگویید که من وارد آب می شوم ولی خیس نمی شوم! من هم در این مدت درباره رویکرد خودم نسبت به مطبوعات تجربیاتی کسب کردم که بسیار مفید بود.

 

آرامش حرف اول را می زند

هر انسانی اخلاق و رفتار خاص خودش را دارد و من هم در تمام این سال ها سعی کرده ام زندگی شخصی و خانواده ام را وارد مسائل رسانه ای مرسوم این حرفه نکنم و البته ایرادی هم به دیگران نمی گیرم که چنین کاری کرده اند چون این موضوع کاملا شخصی است. شما خودتان بهتر این موضوع را می دانید چون از اولین کسانی بودید که با من مصاحبه کردید، اینکه من در همان سال های اول حضورم در این حرفه، همیشه از این فضا دور بودم و بعضا اذیت می شدم از اتفاقاتی که به زندگی شخصی ام ورود پیدا می کرد. ولی با تجربیاتی که کسب کردم و آنها را به کار گرفتم، حالا آرامش بسیار خوبی دارم و آن را با یک دنیا عوض نمی کنم. برای من آرامش امروزم از همه چیز مهم تر است و به همین دلیل همیشه سعی کردم زندگی شخصی و خانوادگی ام را از رسانه ای شدن و حواشی دور نگه دارم تا این آرامش را داشته باشم.

 

من هم ازدواج می کنم

ازدواج یک برگ از صفحات زندگی هر آدم نرمالی است که باید یک روز اتفاق بیفتد. به نظرم این عقیده و صحبت یک آدم نرمال نیست که مثلا بیاید در مصاحبه اش بگوید که «من امسال می خواهم ازدواج کنم!» چون به نظرم ازدواج اتفاقی است که نیاز به آن باید حس شود و سپس طرف مقابلت را پیدا کنی که این پروسه ممکن است یک ماه طول بکشد یا یک سال یا حتی بیشتر... مطمئنا من هم مثل هر آدم نرمال دیگری این اتفاق را در زندگی ام تجربه خواهم کرد، قطعا به آن فکر می کنم و ایده آل های خودم را دارم ولی تا زمانی که پیش نیاید، لزومی نمی بینم که راجع به آن صحبت کنم و حواشی رسانه ای برای خودم ایجاد کنم چون زمانی که این اتفاق بیفتد، همه متوجه خواهند شد. صحبت از ازدواج شد و جا دارد من بازهم به سام درخشانی عزیز و همسر محترم شان تبریک بگویم.

 

صحبت های جالب پوریا پورسرخ از زندگی شخصی اش

کمال گرایی مخصوص من

هر کسی در زندگی به دنبال کمال است و این ذات بشر است و تنها تفاوت انسان با سایر مخلوقات این است که همیشه به دنبال کمال و کمال گرایی است و این موضوع در زندگی، در شغل، در ازدواج و در تمام مسائل زندگی وجود دارد ولی من شخصا تا جایی به دنبال کمال گرایی هستم که تبدیل به آفت برای انجام کارهایم نشود و زمانی که حس کنم این کمال گرایی به کاری که می خواهم انجام بدهم، ضربه می زند، قطعا جلوی آن را می گیرم و نمی گذارم تبدیل به وسواس شود.

ضمن اینکه کمال گرایی و ایده آل گرایی تا یک جاهایی دست خود آدم است و بخشی از آن از عهده انسان خارج است. مثلا من به عنوان یک بازیگر دوست دارم با بزرگ ترین فیلمسازان جهان مثل اسکورسیزی یا اسپیلبرگ کار کنم ولی آیا واقعا این شرایط در حالت نرمال و عادی وجود دارد؟ پس همه ما دنبال رسیدن به کمال هستیم ولی تا جایی که دست خودمان است و به زندگی مان لطمه نزند.

 

حتی در نقش یک سیگاری هم حاضر نمی شوم

من همیشه سعی می کنم سلامت زندگی ام را حفظ کنم که این سلامت زندگی شامل سلامت روحی و روانی و سلامت جسمانی می شود. همانطور که گفتم خودم را از حسادت ها و کینه ها دور کرده ام و به نظرم این سلامت روحی است که این روزها از آن لذت می برم. سلامت جسمانی ام را هم همیشه سعی کرده ام با ورزش و تغذیه مناسب حفظ کنم و به نظرم اینها کاملا به خود شخص برمی گردد که چطور زندگی می کند.

من تا به حال در هیچ فیلم سینمایی سیگار نکشیده ام و شاید هم برای یک بازیگر این موضوع یک ضعف باشد چرا که می گویند باید بتوانی در هر نقشی بازی کنی، ولی آنقدر شهامت داشته ام که بگویم «نه، من نمی توانم در نقش یک سیگاری بازی کنم.» حتی این را بارها شنیده ام که هستند بزرگانی در سینمای خودمان که وقتی نقشی به آنها پیشنهاد می شود و فیلمنامه را می خوانند به سازندگان آن فیلم می گویند که «فلان بازیگر برای این نقش بهتر از من است» و این اخلاق حرفه ای است و همان سلامت شغلی است که به نظرم اوج اعتمادبه نفس یک انسان را نشان می دهد.

 

مطمئن باشید قدرت طلبی چاره کار نیست

در همان شروع کارم، خیلی از همکاران می گفتند که پوریا نهایتا 2سال بیشتر در سینما دوام نمی آورد و متاسفانه خیلی از ضرباتی که ما در این حرفه می خوریم، از همکاران خودمان است و خیلی از ما هنوز قواعد رقابت را بلد نیستیم و این موضوع فقط مختص سینما نیست، بلکه متاسفانه در جامعه ما رفته رفته تبدیل به یک اصل شده است. زمانی که ما بچه بودیم ضرب المثلی بود که می گفتند «بار کج به منزل نمی رسد!» ولی حالا می بینیم که گویا بار کج خیلی هم خوب به منزل می رسد و متاسفانه کسانی که بازی جوانمردانه را بلد نیستند، اتفاقا بیشتر به موفقیت می رسند.

مثلا در فوتبال اگر بخواهم مثالی بزنم باید به وحید هاشمیان عزیز اشاره کنم که مدارک مربیگری که او دریافت کرده را بعید می دانم فرد دیگری در ایران دریافت کرده باشد و با خودم فکر می کردم اگر فلان بازیکن فوتبال که روابط پشت پرده زیادی دارد، اگر نصف این مدارک را داشت الان تمام مطبوعات ورزشی و اهالی ورزش فشار می آوردند که باید در تیم ملی باشد. هستند بازیکنانی که تا برای کلاس مربیگری ثبت نام می کنند، همه فشار می آورند که این آدم حتما باید در تیم های بزرگ باشد و نمی شود منکر این لابی ها شد. یکی از آرزوهایی که دارم این است که شرایط طوری باشد که نسل های بعد از من به این جمع بندی برسند که لازم نیست برای رسیدن به موفقیت به افرادی که دارای نفوذ صنفی هستند چنگ بزنند، یا ناجوانمردانه بازی کنند یا به دیگران پشت پا بزنند تا خودشان پیشرفت کنند.

 

از حسادت و کینه بیزارم

یک اصل مهم در زندگی من وجود داشته و صادقانه با تمام وجود پای این قضیه هستم و می توانم به شرافتم قسم بخورم که 10 سال دیگر هم همین هستم و این را از همه اطرافیانم که با من در ارتباط هستند، اساتید دانشگاهم، همکلاسی هایم و... می توانید بپرسید. هرکسی در زندگی فراز و نشیب هایی داشته و من هم داشتم ولی من یک اصل مهم در زندگی دارم و آن هم رقابت سالم است. به شرافتم قسم می خورم که هرگز از موفقیت کسی ناراحت نشدم و به کسی حسادت نکردم. همیشه مانند دونده های ماراتن به هدفم نگاه کرده ام و هرگز به فکر این نبودم برای پیشرفت خودم، به کسی ضربه بزنم. حتی در دلم نسبت به کسانی که به من حسادت می کردند هم حس بدی ندارم.

 

موفقیت به تلاش و پشتکار وابسته است

معتقد هستم که هر آدمی در کارش، جای خودش را پیدا می کند. در هر کاری برای همه جا هست و هیچ کس جای دیگری را تنگ نکرده است و دیگر به تلاش و استعداد آن آدم بستگی دارد که تا کجا پیشرفت کند. یکی از اساتید دانشگاهی ام می گفت یک نوازنده در آکروپلیس می نوازد و یک نوازنده دیگر سر چهارراه می نوازد، هر دو نوازنده هستند ولی هر دو هنرمند نیستند!

 

معرفت و علم مکمل هم اند

خانواده من خانواده ای است که به شدت به تحصیل اهمیت می دهد و به همین دلیل است که اهمیت به تحصیل همیشه در وجود من بوده و هست. هرچند معتقد هستم که انسانیت و رشد فکری و اخلاقی به تحصیل و مطالعه نیست. من افرادی را می شناسم که دائم کتاب های روانشناسی در دست دارند و پُز روشنفکری می دهند و صبح تا شب درباره روانشناسی، انرژی مثبت، دوست داشتن هم نوع، محبت، عشق و علاقه صحبت می کنند ولی در رفتار و کارهایشان دائم دنبال خراب کردن دیگران، حسادت و زیرآب زدن هستند! «چارپایی بر او کتابی چند، نه زاهد بود، نه دانشمند»، من معتقد هستم که بهتر است آدم یک کتاب بخواند ولی آن را بفهمد و نمود و اثر آن کتاب در رفتارش نمایان شود تا اینکه دائم در صفحه اش کتاب های مختلف را معرفی کند ولی میزان کینه اش نسبت به دیگران وحشتناک باشد و به شدت به روانکاو نیاز داشته باشد!

هرچند این موضوع نیاز به روانکاو و روانشناس در جامعه ما جا نیفتاده است و در حالی که در کشورهای دیگر این کار به یک روتین در زندگی شان تبدیل شده است و درواقع اتفاقات و ناراحتی های شخصی و کاری خودشان را نزد پزشک تلطیف می کنند ولی ما چون این کار را انجام نمی دهیم، خروجی آن می شود دعواهای روزانه در ترافیک و کوچه و خیابان.

 

یک مقدمه قابل تامل و فراموش نشدنی

اخیرا کتابی با عنوان «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» به قلم استاد علوم سیاسی دکتر محمود سریع القلم به بازار نشر عرضه شده است که به همه توصیه می کنم آن را مطالعه کنند. آنچه بیش از موضوع و متن کتاب، خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد، صفحه «تقدیم» است که نویسنده در ابتدای کتاب خود آورده است که در نوع خود کم نظیر است. در متن تقدیم کتاب آمده است:تقدیم به ایرانیان زیر 10سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد! برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد. ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد. از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقای فرهنگی پیدا خواهند کرد.

از فرهنگ شفاهی و غیردقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود. از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره درازمدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد. تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود. به رشد فردی و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل 2ساعت در روز روی خواهند آورد. برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد. از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت. غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد. دروغگویی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود. برای کسب قدرت، به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت. 

 

چپ کردن موتور پوریا پورسرخ در سریال ایل دا

چند ساعت قبل بود که خبر سانحه برای پوریا پورسرخ سر صحنه سریال ایل دا در رسانه ها منتشر شد و با عناوینی گوناگون خبر از یک حادثه خونین برای آقای بازیگر میداد.

بعد از گسترش سریع این خبر تهیه کننده این سریال در گفتگو با یکی از خبرگزاری های داخلی این موضوع را به این شدت که رسانه ها به آن دامن زده اند تکذیب کرد و خبر از چپ کردن موتور پوریا پورسرخ در این سریال داد که یک اتفاق معمول سر صحنه فیلمبرادری است.

 

واکنش پوریا پورسرخ به انتشار خبر تصادف در سریال ایل دا

بعد از انتشار سریع خبر تصادف پوریا پورسرخ و وخامت حالش، آقای بازیگر با انتشار پستی خبر از وضعیت جسمانی اش داد.

 

پوریا پورسرخ بازیگر سریال ایل دا

پوریا پورسرخ با انتشار تصویری از پشت صحنه سریال ایل دا نوشت:تصادف میتونست اتفاق بدی باشه..خداروشکر خوبه حالم ...ممنونم از پیگیری هاتون...رسیده بود بلایی که به خیر گذشت...قابل توجه دوستان بشدت بانمک و با تیکه های بروز -سمت راستی منم-

چپ کردن موتور پوریا پورسرخ و امید محمدنژاد سر صحنه فیلمبرداری سریال ایل دا حادثه ای را رقم زد که همه طرفداران آقای بازیگر را نگران کرد.

 

پوریا پورسرخ در اتاق گریم سریال ایل دا

ایل دا به کارگردانی راما قویدل و تهیه کنندگی سید علیرضا سبط احمدی سریالی در حوزه دفاع مقدس است که رشادت زنان و مردان عشایر و مرزنشین کشور در سالهای 1358 و 59 را به تصویر میکشد. 

 

پوریا پورسرخ و گلاره عباسی از زندگی شخصی شان می گویند

گپی دوستانه با پوریا پورسرخ و گلاره عباسی درباره زندگی و علایق شان زدیم از جمله با پوریا درباره ازدواجی که نکرده است و با گلاره خانم درباره ازدواج موفق اش با همسر محترم و مهربانی که با نهایت تاسف تن به مصاحبه و عکاسی هم نمی دهد.

آنها پارسال در سریال کیمیا درخشیدند و امسال باز هم در سریال دیگری به کارگردانی جواد افشار یعنی سریال برادر همبازی شدند. بهانه اولیه ما برای این گفتگوی دو نفره این دوبار پارتنری پشت سر هم بود و البته موفقیت های دیگرشان. وقتی بیوگرافی آنها را که می خواندم متوجه شدم که هر دو متولد تیرماه هستند و در حین گفتگو مشخص شد، آنها سال ها قبل در کلاس های بازیگری آموزشگاه امین تارخ همدوره بودند.

 

شما در دو سریال کیمیا و برادر با آقای افشار کار کردید. فکر می کنم قبل از این با آقای افشار کار نکرده بودید، درست است؟

- گلاره:بله، اولین کارم کیمیا بود و برادر دومین.

 

با پوریا هم همین طور، درست است؟

- گلاره:بله، اما آشنایی ما بر می گردد به سال ها قبل چون ما در کلاس های آموزشگاه بازیگری آقای تارخ با هم همدوره بودیم و خیلی هم برای ما عجیب بود که چرا نمی توانیم در یک کار مشترک حضور داشته باشیم. در این سال ها هم پوریا کار کرده است هم من، اما اولین بار در کیمیا با هم همبازی شدیم.

 

چند سال قبل در کلاس امین تارخ بودید؟

- گلاره:حدود 13 سال پیش.

 

اولین تجربه همکاری که انجام شد، دومی هم پیش آمد و آن هم در کار دیگری از آقای افشار. وقتی اولین بار مشخص شد که می خواهید با هم همکاری کنید چه حسی داشتی؟

- گلاره:خیلی خوشحال شدیم و هنوز هم این خوشحالی ادامه دارد. آدم هایی که از قدیم همدیگر را می شناسند و از ابتدا با هم شروع کردند، همکاری شان راحت تر و جذاب تر است مخصوصا که پوریا پورسرخ خیلی آدم با اخلاقی بود و هنوز هم هست. یعنی در این سال ها هم هیچ تغییری در رفتار و اخلاقش ایجاد نشده و هنوز هم همان آدم با اخلاق 13 سال پیش است. از اینکه این اتفاق افتاده و توانستیم با هم همبازی شویم خوشحالم. ما مثل یک خانواده ایم که از قدیم با هم آشنا هستند و به قول پوریا ما از بچگی با هم بزرگ شدیم. 

 

پخش سریال موچین با پوریا پورسرخ

سریال موچین به کارگردانی حسین تبریزی و تهیه کنندگی میثم آهنگری از امروز در شبکه نمایش خانگی توزیع میشود و پوریا پورسرخ یکی از بازیگرانی است که در این سریال ایفای نقش میکند.

پوریا پورسرخ که چندین تجربه بازی در سریال های نمایش خانگی را در کارنامه هنری اش دارد بار دیگر با سریال جدید حسین تبریزی به نمایش خانگی می آید.

 

سریال موچین با پوریا پورسرخ در نمایش خانگی

پوریا پورسرخ که تجربه بازی در سریال پیکسل و ریکاوری را برای نمایش خانگی داشت این بار با سریال موچین به نمایش خانگی می آید و در این سریال کمدی با بازیگران طناز سینما و تلویزیون همبازی است.

موچین سریالی کمدی است که علاوه بر پوریا پورسرخ بازیگران دیگری چون مرجانه گلچین، علی صادقی، حمید لولایی، امیر نوری، شهره لرستانی، آشا محرابی، زهرا جهرمی، نعمیه نظام دوست، عباس جمشیدی، مهران رجبی، امین چنارانی، رز رضوی، افشین غیاثی، مجید شهریاری، سعیده عرب و... در آن به ایفای نقش می پردازند.

 

بازیگران سریال موچین

پوریا پورسرخ اغلب در نقش های جدی مقابل دوربین رفته است اما تجربه بازی در چند نقش کمدی را هم در کارنامه هنری اش دارد که سریال موچین یکی از آنها است.

 

بازی پوریا پورسرخ در سریال از یادها رفته با چهره ای جدید

شب گذشته هشتمین قسمت از سریال از یادها رفته به کارگردانی بهرام بهرامیان روی آنتن شبکه یک سیما رفت. این سریال که همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه یک سیما رفته بود شب گذشته هشتمین قسمت خود را با حضور بازیگری جدید روی آنتن برد.

پوریا پورسرخ به عنوان بازیگر جدید با چهره ای جدید بازی خود را در سریال از یادها رفته از شب گذشته آغاز کرد.

 

گریم متفاوت پوریا پورسرخ در سریال از یادها رفته

سریال از یادها رفته به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی اکبر تحویلیان در شبهای ماه مبارک رمضان ساعت 22:15 از شبکه یک سیما پخش میشود و تابحال توانسته با وجود انتقادها نظرات مثبت زیادی را به خود جلب کند.

 

حضور پوریا پورسرخ در سریال از یادها رفته

شب گذشته در سکانس پایانی این سریال بازی پوریا پورسرخ آغاز شد و به نظر میرسد این بازیگر جوان با چهره ای کاملا متفاوت جلوی دوربین این سریال رفته است.

 

گریم پوریا پورسرخ در سریال از یادها رفته

هلیا امامی بازیگر نقش اصلی سریال از یادها رفته و شخصیت مهربانو را برعهده دارد و حسین یاری و رضا یزدانی دو رقیب عشقی این سریال و شخصیت مقابل مهربانو هستند.

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۱۲ نفر از بازدیدکنندگان

خبرداغ روز

‍‍‍
    ارسال نظر: